verb

dub

US /dʌb/ 
UK /dʌb/ 

(cinema) to replace the soundtrack of a film with one in a different language, so that the actors seem to be speaking the other language.

دوبله کردن
معادل فارسی: 

دوبله کردن

This film has been dubbed from English into Persian.

این فیلم از انگلیسی به فارسی دوبله شده است.

Akbar Manani, who is a famous Iranian dubber, dubbed many characters such as Zebel khan, Miti Komon and Hercule Poirot.

اکبر منانی که از دوبلرهای معروف ایرانی است، به جای کاراکترهای متعددی از جمله زبل خان، میتی کمن و هرکول پوآرو حرف زده است.

flood

US /flʌd/ 
UK /flʌd/ 

If water floods a place, it covers it.

سيل‌زده‌ كردن‌
معادل فارسی: 

سيل‌زده‌ كردن‌ يا شدن‌، پراز آب‌ كردن‌ يا شدن‌

Rain water flooded the city.

آب باران شهر را فرا گرفت.

 

hurry

US /ˈhɝː.i/ 
UK /ˈhʌr.i/ 

to do something or to move somewhere very quickly

عجله کردن
معادل فارسی: 

عجله کردن، شتاب کردن، با عجله انجام دادن

Don't hurry, we have plenty of time.

عجله نكن‌ خيلى‌ وقت‌ داريم.

match

UK /mætʃ/ 

if one thing matches another, or if they match, they form an attractive combination

جور کردن، به هم آمدن
معادل فارسی: 

مچ کردن، جور کردن، به هم آمدن، خوردن

He wore a gray coat and a hat to match.

او یک کت خاکستری پوشید و یک کلاه هم با آن جور کرد.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - verb