تشکرکردن، قدردانی کردن

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

Thanking / Gratitude

تشکرکردن / قدردانی کردن

A EXAMPLES (Read, Discuss and Practice)

A مثال‌ها (بخوانید ، بحث کنید و تمرین کنید)


سپاس گذاری کردن

Thank you.
از شما ممنونم.
Thank you for calling.
مرسی که زنگ زدی.
That was very kind of you.
لطفتو میرسونه.
It was very nice of you to help me.
محبت کردی که کمکم کردی.
How can I ever thank you?
چطورمیتونم ازشما قدردانی کنم.
I can't thank you enough.
نمیدونم چجوری ازشما تشکرکنم.
I really appreciate what you've done for my family.
واقعا از لطفی که در حق خانواده من کردی متشکرم.
Can I show my appreciation by buying you an ice cream?
میتونم باخریدن بستنی لطفتان را جبران کنم؟

Responding to Thanks


پاسخ دادن به تشکر

You're welcome.
خواهش میکنم.
It's O.K.
مشکلی نیست.
Don't mention it.
حرفش هم نزن.
That's quite all right. Thank you.
همه چیز عالیه، ممنونم.
No need to thank me.
نیازی به تشکر نیست.
It was my pleasure.
باعث افتخار منه.

B MODELS (Read, Discuss and Perform the following model dialogues)

B مدل‌ها (محاوره‌های مدل ذیل را بخوانید، موردبحث قراردهید و اجراکنید)

 1.  A man is talking with a friend on the telephone.

 1.  مردی با دوست خود در حال مکالمه تلفنی است.

M: Well, Archy, thanks a lot for telling me the good news.

F:  Oh, that's O.K. I thought you'd be interested.

M: I am. I wish both of you the best of luck in the future.

F: Why, thank you. Well, O.K., I'd better hang up now.

M: Yeah, we've been on the phone quite a while, haven't we. Take it easy, huh? Thanks again for calling.

F: Oh, my pleasure. See you soon. Bye.


مرد: خب ارچی خیلی ممنونم که خبر های خوب به من دادی.

دوست: اوه مشکلی نیست، فکر کردم که مشتاق باشی.

مرد: مشتاق هستم. ارزو میکنم هر دو شما در اینده خوشبخت باشید.

دوست: ممنونم خب بهتره دیگه تلفنو قطع کنم.

مرد: اره مدت زیادیه که پشت تلفن هستیم مگه نه؟ همه چیززو آسون بگیرباشه؟ بازم ممنون که زنگ زدی.

دوست: باعث افتخارمه، به زودی میبینمت. خداحافظ.

 2.   A woman is talking with her son's high-school principal.

 2.  خانمی در حال صحبت با مدیر دبیرستان پسرش  میباشد.

P: Well, Mrs. Quitman, it looks like your son's going to be a Harvard man next year.

W: Dr. Franklin, how can we ever thank you? You've done so much to help our boy.

P: No need to thank me. It's part of my job, after all.

W: Well, thank you again anyway. We really appreciate the time and interest you've taken . . .


مدیر: خب خانم کویتمن، به نظز میاد پسرشما سال دیگه به دانشگاه هاروارد میره.

خانم: دکتر فرانکلین، چطور میتونم ازتون تشکرکنم؟ شما خیلی به پسرما کمک کردین.

مدیر: نیازی به تشکرنیست، گذشته از همه این ها، این بخشی از شغل ماست.

خانم: خب در هر صورت باز هم از شما ممنونم. ما واقعاً از وقتی که گذاشتید و علاقه شما قدردان هستیم.

 3.  An elderly woman is talking with a young boy who helped her.

 3.  زن میانسالی در حال گفتوگوبا پسرجوانی که کمکش کرده است.

EW: Michael, it was very kind of you to carry my groceries for me. Thank you very much.

YB: Aw, it's O.K., Mrs. Phillips. I know it's pretty hard for you. It's no trouble for me.

EW: Let's see. Can I show my appreciation by offering you some cookies and milk?

YB: Wow! Really? That's great. Thanks.

EW: O.K. Well, come in. You're a good friend . . . 

زن میانسال: مایکل، خیلی لطف کردی که خرید های منو بدوش گرفتی.

پسرجوان: اوه مشکلی نیست خانم فیلیپس. میدونم این کار برای شما سخته اما برای من نیست.

زن میانسال: بذار ببینم. چطوره که قدر دانی خودمو با دادن بیسکوییت و شیر نشون بدم؟

مرد جوان: وای، عالیه ممنونم.

زن میانسال: باشه، بیا تو. تو دوست خوبی هستی.

SUGGESTED ACTIVITIES (Discuss and Perform)

What would you do if you were in the following situations?

C فعالیت‌های پیشنهادی (بحث کنید و انجام دهید)

شما اگر در کوقغیت های زیر بودید چکارمیکردید؟

1. You are shopping and carrying a lot of packages. You drop one, and another person picks it up for you.

2. A friend invites you to a party. You accept the invitation.

3. You work in an office, and you are very busy. You have to proof-read a long report before quitting time. An office-mate offers to help you. You gladly accept the offer.

1. شمادر حال خرید کردن و حمل تعداد زیادی پاکت هستید. یکی از ان ها می افتد و فردی آن را به شما میدهد.

2. دوستی شما را به مهمانی دعوت میکند و شما دعوتش را میپذیرید.

3. شما در یک اداره کار میکنید و بسیار سرتان شلوغ است. باید تا قبل از اتمام وقت گزاش طولانی را تصحیح کنید. همکاری به شما پیشنهاد کمک کردن میدهد. شما با خوشحالی قبول میکنید.

7 دیدگاه ارسال شده:

My best partner is one of members in this site who is very noble and excellent .He helps me a lot.I know him very well.I really appreciate what he've done for me so far.I can't thank him enough